تبليغاتX
:: معشوق را باید شناخت و بعد عاشق شد. ::  

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است.



بسم الله الرحمن الرحیم

اللَّهُمَ رَبَّ شَهٌرِ رَمَضَانَ الَّذِي أَنٌزَلٌتَ فِيهِ الٌقُرٌآنَ وَ افٌتَرَضٌتَ عَلَي عِبَادِکَ فِيهِ الصِّيَامَ صَلَّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ اَرٌزُقٌنِي حجَّ بَيٌتِکَ الٌحَرَامِ فِي عَامِي هَذَا وَ فِي کُلَّ عَامِ وَ اغٌفرٌلي تِلٌکَ الذُّنُوبَ الٌعظَامَ فَإنَّهُ لَا يَغٌفِرُهَا غَيٌرَکَ يَا رَحٌمَانُ يَا عَلَّامُ.

+نوشته شده درچهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 12:32 توسط موسوی سجاسی |

تفسیر سوره قدر: محمد حسین طباطبایی

. . . در اين سوره آن شبى كه قرآن نازل شده را شب قدر ناميده، و ظاهرا مراد از قدر تقدير و اندازه‏گيرى است، پس شب قدر شب اندازه‏گيرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث يك سال را يعنى از آن شب تا شب قدر سال آينده را تقدير مى‏كند، زندگى، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چيزهايى ديگر از اين قبيل را مقدر مى‏سازد، آيه سوره دخان هم كه در وصف شب قدر است بر اين معنا دلالت دارد: «فيها يفرق كل امر حكيم امرا من عندنا انا كنا مرسلين رحمة من ربك»، چون«فرق»، به معناى جدا سازى و مشخص كردن دو چيز از يكديگر است، و فرق هر امر حكيم جز اين معنا ندارد كه آن امر و آن واقعه‏اى كه بايد رخ دهد را با تقدير و اندازه‏گيرى مشخص سازند.
. . .
بعضى ديگر گفته‏اند: كلمه «قدر» به معناى منزلت است، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامى بوده كه به مقام و منزلت آن شب داشته، و يا عنايتى كه به عبادت متعبدين در آن شب داشته.
بعضى ديگر گفته‏اند: كلمه «قدر» به معناى ضيق و تنگى است، و شب قدر را بدان جهت قدر خوانده‏اند كه زمين با نزول ملائكه تنگ مى‏گردد. و اين دو وجه به طورى كه ملاحظه مى‏كنيد چنگى به دل نمى‏زند.

 

 

معنای لغوی و اصلاحی «قدر»

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است.(2)
«قدر» در اصطلاح عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن.(‏3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)
بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.
مرتضی مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید: «... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5)
به عبارت دیگر «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مكانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمى‏گیرد. چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)
معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریده‏ها از حیث هستى و آثار و ویژگى‏هایشان محدوده‏اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علت‏ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگى‏هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالب‏هایى از داخل و خارج، اندازه‏گیرى و قالب‏گیرى مى‏شود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى‏هاى مادى آن به شمار مى‏آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستى‏شان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالب‏گیرى شده‏اند. (8)

 

پى نوشت ها:

1- قاموس قرآن، سید على اكبر قرشى، ج ‏5، ص 246 و 247 .
2- همان، ص 248.
3- المیزان، سید محمد حسین طباطبایى، ج‏12 ص 150 و 151.
4- همان، ج‏ 19، ص 101.
5- انسان و سرنوشت، شهید مطهرى، ص 52.
6- المحاسن البرقى، ج‏1، ص 244.
7- بحار الانوار، ج ‏5، ص 122.
8- المیزان، ج ‏19، ص 101 - 103


 

+نوشته شده درچهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 12:28 توسط موسوی سجاسی |

سلام مهدی جان . 1170 بهار وخزان گذشت ونیامدی0سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده0 عمری است که برای آمدنت بی قرارم0 یابن الزهرا،ببین از فراقت سخت بارانیم0 ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند0 آقا جان!حیف نیست ماه شب چهادره پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند،حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد0 بیا وقرار دل بیقرارم شو0 بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن0

بیا تا سر به دامانت بگذارم وعقده های چندین ساله ام را باز کنم0 تو که معنای سبز لحظه هایی بیا تو که ترنم الطاف حق تعالی بیا0 بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم0 یوسف فاطمه!کی طنین دلنواز انا بقیه ا000 تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نماید0 کی کعبه به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گزارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد0 برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونه ات گره زده ایم ودر مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ایم0

آقا جان برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا       می شود وتو با ذوالفقار حیدر وسوار بر اسب سفید قصه ها می آیی لحظه ها را بدست باد می سپارم0 بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا(س) قرار داده ام0 نازنینم!تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر وشب زنده داریهای منی تو ضیاعین ودلیل امن یجیب منی 0 آقا جان! می خواهم برایت قصه بگویم 0 قصه سیب وگندم ومردی که سالهاست در میان مردم چشمم ایستاده،قصه خوشه خوشه انتظار وچشمانی که درو میکنند،قصه باران وسطرهایی که دلواپس پونه هاست،قصه اسب وخیال آمدن تو در باران،قصه هایی که مشق هر شب من است0

کاش می شد واژه ها را شست وانتظارراتفسیر کرد ولی افسوس000 میدانی مرز انتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته وقطره قطره انتظار را ذخیره می کند،آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد0 حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید0 خوب می دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل وجان نثاری می رسد0 پس بیا از پس کوچه های انتظار ،بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند،بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو بغض چندین ساله ام،بیا که غزلهایم مضمون ندارند ومثنوی عشق نا تمام است0 محبوبم!هر روز که میگذردبیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود0

 

عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو هگ گردیده وکنون ای بهار عشق!می ترسم از خزان عمرترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟ یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی"0 کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت0 بنفسی أنت! به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصا لت0 آقا جان! دروادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب می گردد0 کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟

کی می آیی که کران تا بیکران دلم را برایت چراغانی کنم وچشمانم را فرش قدومت نمایم؟ بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند0 یاس سفیدم!بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد0 بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده،بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرم0بیا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بیا000 دلم برای ورود هر عشقی غیر از عشق تو بن بست است ودیده ام جز برای فراق تو نمی بارد0 بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید0 آقا جان!بحق کوچه وچادر خاکی بیا،بیا که سید علی ماتنهاست وچاهی ندارد که غصه هایش را بااو در میان بگذارد0 بیا ورأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند0 ای پیدا ترین پنهان من! تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم0 نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم0

پس بیا که نذر خود را ادا کنم0 ای آفتاب عمر! تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم0 فریاد را حبس می کنم وبه سکوت اجازه حضور می دهم0 در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم0 به امید آنروز هزار وصد وهفتادمین شمع را روشن می کنیم ومنتظرت می مانیم0 به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی میکنم0 کاش می شد که خدا اجازه ظهورت می داد کاش می شد که در این دیار غربت ومیان موج غمها به سکوت سرد وسنگین رخصت خاتمه می داد کاش می شد جمعه ما شاهد ابروی زیبای تو می شد دیده نا قابل ما فرش کیسوی تو می شد کاش می شد انتظار منتظر بپایان رسد وهوا میزبان یاسها و نسترنها خاک پای مهدی زهرا شود کاش می شد تو هم از انتظار خسته شوی و برای فرج دعا کنی کاش می شد000 قربانت یاس سفید درباره شهدا زندگینامه و وصیتنامه شهدای دانشجوی شهرستان کازرون با همکاری مسئول پژوهش و تحقیق بنیاد شهید کازرون مداحی مداحان اهل بیت درباره امام زمان زیارت آل یس علیمی : یا ابا صالح مددی طاهری : مولودی امام زمان مولودی امام زمان تیک تاک ...،ثانیه ها،روزها،ماه ها،سال هاو...میگذرد و ما هنوز منتظر یار سفر کرده مان هستیم.

به امید ظهور مهدی صاحب الزمان

+نوشته شده درسه شنبه نهم تیر 1388ساعت 19:40 توسط موسوی سجاسی |


تصوير اصلي را ببينيدتصوير اصلي را ببينيد

تصوير اصلي را ببينيدتصوير اصلي را ببينيدتصوير اصلي را ببينيدتصوير اصلي را ببينيد

تصوير اصلي را ببينيد

 

 

+نوشته شده درجمعه نهم اسفند 1387ساعت 16:52 توسط موسوی سجاسی |

 

احاديث منتخب از امام زمان عجّل الله تعالى فرجه الشّريف

 

نماز

حضرت مهدی (عج)  فرمودند :

ما ارغم انف الشیطان بشی ء مثل الصلاة فصلها و ارغم انف الشیطان

هیچ چیز مثل نماز بینی شیطان را به خاک نمی مالد و او را خوار نمی کند ، پس نماز بخوان و بینی شیطان را به خاک بمال .

( بحار الانوار، ج ,53 ص 182 )

اگر طلب کنی ...

حضرت مهدی (عج)  فرمودند :

ان استرشدت أرشدت ، و ان طلبت وجدت

اگر خواستار رشد و کمال معنوی باشی هدایت می شوی ، و اگر طلب کنی می یابی .

( بحارالأنوار ، ج 51 ، ص 339 )

 

قالَ الاِمامَ الْمَهدی ( علیه‌السلام ) :

 

توجه امام مهدی ( علیه‌السلام ) به شیعیان خویش

اِنّا غَیْرُ مُهمِلینَ لِمُراعاتِکم، ولا ناسینَ لِذِکْرِکم ، وَ لَو لا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللاَّواهُ ، وَ اصطَلَمَکُمُ العداءُ .

فَاتَّقُوا اللهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا .

ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی‌ کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ‌ایم که اگر جز این بود گرفتاری ‌ها به شما روی می‌‌‌‌‌‌‌‌ آورد و دشمنان شما را ریشه ‌کن می‌ کردند .

از خدا بترسید و ما را پشتیبانی کنید .

 

           

 

 

 

+نوشته شده درپنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 17:57 توسط موسوی سجاسی |

 

مومن سکوت می کند تا سالم بماند ، سخن می گوید تا بهره مند شود.
 

(برای پیکار با سخنان ناروا) از سکوت ممد بخواه چه گفتار را حالات زیانبخشی است.

 

خود داری از آزار مردم ، دوری از دشنام است.
 

بهترین کلید گشایش کارها راستی است و بهترین پایان و ارزنده ترین انجام آنها وفا .
 

هرگز از نا فرمانی خدا خشنود مباش چه خشنودی از گناه  از ارتکاب آن بدتر است .
 

خودداری از آزار دیگران نشانه کمال عقل و موجب آسایش تن است.
 

مجلس نیکان ، انسان را با صلاح خویشتن وامیدارد.
 

نگاه مسلمان به چهره برادر مسلمان خود از روی مهر و محبت نوعی عبادت است .

 

از دوستی با شخص تنگ نظر دوری کن ،زیرا او برای حفظ  ثروت خود ترا تنها خواهد گذاشت.
  

از دوستی با فاسق(شخص سست ایمان) بر  حذر باش چه او ترا به یک شکم خوراک یا کمتر از آن می فروشد.
+نوشته شده درشنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 18:33 توسط موسوی سجاسی |

تاریخچه شهر

حمدالله مستوفی در نزهت القلوب می نویسد : سجاسرود و سهرورد در اول دو شهر بوده است و در فترت مغول خراب شد. و اکتون ( تاریخ تالیف کتاب ) از هر یک به قدر دهی باقی مانده و چند دهی دیگر نواحس آن دارد. در معجم البلدان سجاس بکسر اولش و فتح آخرش آمده است :در سالهای اخیر این شهر از مهمترین شهرهای بین همدان و ابهر بوده است عبدالله پسر خلیفه گقته است گویی که من سوار بر مرکب جنگ و غارت نشدم جلوی شمشیری را نخواهم گرفت هنگامی که فاسد عقب مانده و لنگ شد به سواران پافشاری نخواهم کرد بدنبال گروهی از میمه سجاس و ابهر ابوجعفر محمدبن علی پسر عبدالله بن سعید سجاسی ادیب منسوب به آنجاست و سروده ها و تک بیتی های ادبی از او بجا مانده است ذکر شده است که سجاس از شهر های معروف آذربایجان است و گفته شده است که امروز سجاس شهری است بزرگ با دشتهای خوشبو دارای غلات فراوان و درختان زیاد و همچنین آبی گوارا در جنوب شرقی زنجان و بین این شهر و زنجان فرسنگها فاصله است و معروف است بر سر زبانها و سالهاست که باقیست ....
دونالون ویلبر جهانگرد معروف آمریکایی در کتاب خود از سجاس چنین می نویسد : شرح مختصر حمدالله مستوفی که در کتاب خود در حدود سال ۱۳۴۰ میلادی نوشته است از ناحیه سجاس یا سیجای یا ساجیس نام می برد و فاصله آنرا در حدود نصف روز در جنوب سلطانیه ذکر می کند. شهرهای این ناحیه در حملات مغول ویران گردیده (۱۲۹۰ میلادی) مقبره ارغون در کوهستان کمربندی سجاس(شاید منظور نویسنده قیدار فعلی باشد)  بوده که در بدو امر پنهان بود ولی بعدا دخترش اولجای خاتون صومعه ای در این محل ساخت و کسانی را در آن محل مستقر نمود از سلطانیه به سمت جنوب در کوهستان راهی است که به زحمت برای اتومبیل قابل عبور است در سمت دیگر شعبه ای به سوی مغرب به سجاس می رود که از سلطانیه ۵۶ کیلومتر فاصله دارد در کنار شهر کوچک بنای قابل توجهی وجود داشته که مسجد جمعه است این بنا شبیتان بزرگ مربع شکل است که روی آن گنبدی به ارتفاع ۲۶ متر ساخته شده است. طرز معماری آن در کلیه جزئیات شبیهه گنبد مسجد جامع قزوین است که در دوره سلجوقیان است که در دوره سلجوقیان ساخته شده است. به طور قطع می توان گفت که ساختمان سجاس در حدود ۱۱۰ میلادی ساخته شده است. دو کتیبه متعلق به این دوران و جود دارد که هیچکدام تاریخ ندارند !  مدخل دیوارهای شرقی و غربی مسدود شده است
+نوشته شده درجمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 12:3 توسط موسوی سجاسی |

سلام مولا خوبيد . ميدونم كه از دستم ناراحتيد ولي باور كنید ديگه خودمم خسته شدم اينقدر مردم رو نصيحت ميكنم ولي اي كاش كمي خودمم به اين نصيحت ها گوش كنم آقا به جون خودم خيلي دوستتون دارم ولي اين رو بدونید كه بد نميشه يك سري به ما بزنيید و جواب سلام ما رو هم بدهيد ما كه ديگه اين قد به شما سلام كرديم و جواب سلام نشنيديم كه نگو . ولي چي بگم حتما به خاطر بديهام نمي آيید ولي من شما رو خيلي دوست دارم اميدوارم اين عشق يك طرف نباشه خودتان بهتر مي دونيد من كيم تو رو خدا حلالم كنید يه موقعه مي رم و شما رو نمي بينم شما رو به اين اشكام قسمتون مي دم كه بيا به ما سري بزن بخدا به هيچكي نمي گم ...

+نوشته شده درجمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 11:23 توسط موسوی سجاسی |

تاثیر شنیدن صدای دلنشین قرآن بر روان و اعصاب
از آنجاییکه آیات قرآن کریم از جانب خداوند عزیز و جلیل بر نبی مکرّم اسلام نازل شده است ، بنا بر این دقیقا زوایای پنهان روح بشر را تحت تاثیر قرار می دهد . آیات الهی بر اساس ریتم و آهنگ خاصی از سوی خداوند سبحان تنظیم شده است که متناسب با شخصیت روح که در مالکیت خداوند بزرگ است ، اورا سیراب می سازد مانند : الرّحمن ، علّم القرآن ، خلق الانسان ، علّمه البیان  با یک نگاه ساده به این آیات بیننده را به این حقیقت زیبا می رساند که خداوند بهترین و پاکترین غذاها را برای روح بشر در نظر گرفته است . بر همه دست اندر کاران امور فرهنگی کشور عزیزمان لازم است تا در این زمینه تمام همّت خویش را بکار گیرند تا روح بشر به آسایش و امنیت بیشری نائل گردد . انشاءالله 
+نوشته شده دردوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 18:35 توسط موسوی سجاسی |

استاد عبدالباسط محمّد عبدالّصمد

یکی از نوابغ دنیای قرائت مرحوم استاد عبدالباسط است . وی اهل کشور مصر بوده و در بین علاقمندان به تلاوت قرآن جایگاه ویژه ای دارد . استاد عبدالباسط دارای صدایی بسیار دلنشین  بوده که همراه با قوت و گرمی خاصی است . تلاوت سوره حمد و بالاخصّ سوره تکویر این استاد از زیبایی خاصی بر خودار است بطوری که شنونده را به خود جذب می نماید . یکی دیگر از تلاوتهای زیبای ایشان تلاوت سوره مریم و نیز سوره یوسف است . مرحوم عبدالباسط با تلاوتهای زیبای خود افراد بسیاری را به طرف دین مبین اسلام جذب نمود و هنوز هم مشتاقان زیادی در جهان با شنیدن تلاوتهای ایشان روح خود را سیراب می نمایند . خداوند این استاد بزرگ را با اولیاء خود محشور فرماید . انشاء ا...

یکی از برجسته ترین قاریان مصری استاد محمّد شحّات انور می باشد . صدای بسیار زیبا و گرم و قوی ایشان وجود انسان را سرشار از لذّت می سازد . تلاوت سوره حمد این استاد بزرگ یکی از زیباترین تلاوتهای ایشان می باشد . یکی از برجستگیهای تلاوت این استاد وقار ، آرامش و طمانینه آشکاری است که اختصاص به ایشان دارد .  فرزندان ایشان بنامهای انور و محمود از سبک تلاوت پدر در تلاوتها استفاده می نمایند .در حال حاضر استاد  به دلیل بیماری از تلاوت در ملاء عام معذور است . از خداوند بزرگ شفای عاجل این استاد گرانقدر را خواستارم . به دوستان توصیه می نمایم تا تلاوت سوره های مائده ، دهر ، انعام را از ایشان حتما گوش کنند

+نوشته شده دردوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 18:33 توسط موسوی سجاسی |

در احادیث آمده است که در آخر هر روز از روزهای ماه رمضان در وقت افطارحق تعالی هزار نفر را از آتش جهنم آزاد می کند و چون شب جمعه و روز جمعه می شود در هر ساعتی هزار نفر را از آتش جهنم رها می سازد که هر یک مستحق عذاب الهی باشند،و در شب و روز آخر ماه رمضان به تعداد آنچه در تمام ماه آزاد کرده است،آزاد می کند. و از امام صادق(ع) روایت شده است که ((هر کس در ماه رمضان آمرزیده نشود،آمرزیده نگردد تا ماه رمضان سال آینده،مگر آنکه در روز عرفه در عرفات حاضر شود))

+نوشته شده دردوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 18:16 توسط موسوی سجاسی |

رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم):

«طوبى للصابرين فى غيبته، طوبى للمقيمين على محبته». ينابيع المودة، ج 3، ص 101.
خوشا به حال صبر كنندگان در ايام غيبتش، خوشا به حال پايداران بر دوستى و محبتش.
l اميرالمؤمنين (عليه السلام):
«انتظروا الفرج ولاتيأسوا من روح الله، فان احب الاعمال الى الله عزوجل انتظار الفرج ... والمنتظر للفرج كالمتشحط بدمه فى سبيل الله». بحارالانوار، ج 52، ص 123.
انتظار فرج بكشيد و از رحمت خدا نااميد نگرديد، زيرا محبوبترين اعمال نزد خداى عزوجل، انتظار فرج است. و همانا منتظران فرج مانند شهيدانى هستند كه در راه خدا، در خون خود مى غلتند.
l امام حسين (عليه السلام):
«... اما ان الصابر فى غيبته على الاذى والتكذيب، بمنزلة المجاهد بالسيف بين يدى رسول الله صلى الله عليه و آله». اعلام الورى، ص 384.
... به تحقيق كه صبركنندگان در غيبتش بر اذيت ها و تكذيب ها، مانند مجاهدان با شمشير در سپاه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)هستند.
l امام زين العابدين (عليه السلام):
«من ثبت على ولايتنا فى غيبة قائمنا، اعطاه الله أجر الف شهيد مثل شهداء بدر و احد». کشف الغمه، ج 3، ص 312.
هر كه در دوران غيبت قائم ما، بر ولايت ما ثابت قدم باشد، خداوند پاداش هزار شهيد مانند شهداى بدر و احد را به او عطا مى فرمايد.
l امام صادق (عليه السلام):
«المنتظر للثانى عشر كالشاهر سيفه بين يدى رسول الله صلى الله عليه و آله يذب عنه». غيبت نعمانى، ص 41.
كسى كه منتظر امام دوازدهم است مانند كسى است كه در كنار رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) و براى دفاع از آن حضرت شمشير مى زند.
l امام موسى كاظم (عليه السلام):
«طوبى لشيعتنا المتمسكين بحبّنا فى غيبة قائمنا، الثابتين على موالاتنا والبراءة من اعدائنا، اولئك منّا و نحن منهم، وقد رضوا بنا ائمة ورضينا بهم شيعة، طوبى لهم ثم طوبى لهم، هم والله معنا فى درجتنا يوم القيامة». الزام الناصب، ص 68.
خوشا به حال شيعيان ما كه در غيبت قائم ما بر محبت و ولايت ما و بيزارى از دشمنان ما پايدار ماندند، آنها از ماو ما از آنهائيم. و همانا آنان امامت ما را پذيرفتند، ما هم آنها را به عنوان شيعيان خود پذيرفتيم. خوشا به حال آنها و باز هم  خوشا به حال آنها، آنها به خدا قسم در درجه ما و در كنار ما در روز قيامت اند.  
l امام رضا (عليه السلام):
«ما أحسن الصبر و انتظار الفرج» منتخب الاثر، ص 496.
چه بهتر است صبر كردن و انتظار فرج كشيدن.
l امام جواد (عليه السلام):
«افضل اعمال شيعتنا انتظار الفرج» غيبت نعمانى، ص 180.
برترين اعمال شيعيانمان، انتظار فرج است.
امام هادى (عليه السلام):
«لولا من يبقى بعد غيبة قائمكم من العلماء الداعين اليه، والدّالين عليه، والذّابين عن دينه بحُجج الله، والمنقذين للضعفاء من عبادالله من شباك ابليس ومردته، لما بقى احد الا ارتد عن دين الله. ولكنهم يمسكون ازمة قلوب ضعفاء الشيعة كما يمسك صاحب السفينة سكانها، اولئك هم الافضلون عندالله عزوجل». بحارالانوار، ج 51، ص 156.
اگر نه اين بود كه پس از غيبت قائم آل محمد، برخى از علما وجود دارند كه به سوى او دعوت مى كنند و مردم را بهحضرتش سوق مى دهند و از دينش با استدلالهاى الهى حمايت مى كنند و ضعيفان از بندگان خدا را از افتادن در دام ابليس و يارانش، رهايى مى بخشند، پس به تحقيق هيچ كس نمى ماند جز اينكه از دين خدا بر مى گشت. ولى آن عالمان زمان قلوب ضعفاى شيعه را مى گيرند همانگونه كه ناخداى كشتى، سكّان و فرمان كشتى را مى گيرد و پس آنها نزد خداى عزوجل از همه برترند.
+نوشته شده درجمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 13:13 توسط موسوی سجاسی |

 

 

وظیفه‏اى بر دوش ما در عصر غیبت

ابراز ارادت‏» به ساحت قدسى حضرت مهدى علیه‏السلام، از مهمترین وظایفى است كه منتظران آن امام عزیز در عصر غیبت دارند. این مهم مفهومى است كه مى‏تواند مصادیق مختلفى داشته باشد مانند دادن صدقه به قصد سلامتى آن امام همام، هدیه كردن ثواب اعمال واجب یا مستحب به آن حضرت و مواردى از این قبیل .

تردیدى نیست كه این ابراز ارادت، گذرگاهى جهت ازدیاد معرفت و محبت نسبت ‏به آن عزیز غایب از نظر است و معرفت و محبت، معبرى است تا به آن امام بزرگوار تقرب بیشترى حاصل كنیم. این نوشتار را به دو مصداق موضوع یاد شده اختصاص داده‏ایم:

1- دادن صدقه به قصد سلامتى امام عصر علیه‏السلام:

دادن صدقه به قصد سلامتى امام عصر علیه‏السلام، از جمله تكالیفى است كه منتظران آن امام بزرگوار در عصر غیبت ‏بر عهده دارند. بدون شك آن حضرت بى‏نیاز از آن است كه منتظران، براى سلامتى‏اش صدقه بدهند، ولى همان طور كه گفته شد، ابراز ارادت به آن بزرگوار و اعلام تبعیت از آن حضرت نشانه‏ها و علائمى دارد كه از آن جمله مى‏توان علاقه به سلامتى حضرتش را عنوان نمود . و این كار  - همان طور كه در زندگى شخصى خودمان با دادن صدقه تامین مى‏شود - نسبت‏ به آن امام بزرگوار هم سارى و جارى است. مضافا این كه بنا به روایتى از رسول اكرم صلی الله علیه و آله:

هیچ بنده‏اى ایمان نیاورد مگر آن كه من نزد او از خودش محبوبتر باشم، و خاندانم از خاندانش نزد او محبوبتر باشند و عترت من نزد او از عترت خودش محبوبتر باشند و ذات من از ذات خودش نزد او محبوبتر باشد. (1)

هدیه نمودن پاداش اعمال نیك به ساحت قدسى حضرت مهدى علیه‏السلام، امر پیچیده‏اى نیست و به مقدمات عریض و طویلى نیاز ندارد، همین كه انسان نیت كند ثواب این عمل نیك هدیه‏اى براى امام عصر علیه‏السلام باشد، كفایت مى‏كند.

با این حساب، اگر براى سلامتى خود، یا خانواده خودمان صدقه مى‏دهیم، این كار براى كسى كه از ما و خاندانمان عزیزتر است اولى مى‏باشد؛ و چه كسى در این خصوص عزیزتر و شایسته‏تر از حضرت مهدى علیه‏السلام؟ بر همین اساس است كه مرحوم «سیدبن طاووس‏» به فرزندش چنین سفارش مى‏كند:

«... پس در پیروى و وفادارى ... نسبت ‏به آن حضرت به گونه‏اى باش كه خداوند و رسول او و پدران آن حضرت و خود او از تو مى‏خواهند و حوائج آن بزرگوار را بر خواسته‏هاى خود مقدم بدار، هنگامى كه نمازهاى حاجت را به جاى مى‏آورى، صدقه دادن از سوى آن جناب را پیش از صدقه دادن از سوى خودت و عزیزانت قرار بده ... .» (2)

چه نیكوست منتظران امام عصر علیه‏السلام، روزانه به قصد سلامتى آن امام همام مبلغى به نیازمندان صدقه بدهند .

سیدبن طاووس می‌گوید:

كسى كه ثواب نماز خود را - چه واجب و چه مستحب - براى رسول خدا صلى‏الله علیه ‏و آله، امیرمؤمنان و اوصیاى گرامى او قرار بدهد، خداوند ثواب نمازش را چند برابر مى‏كند ... و پیش از جدا شدن روح از بدنش به او مى‏گویند: اى فلان! دلت ‏خوش و چشمت روشن باد بدانچه خداوند متعال براى تو مهیا كرده است ... .

بدیهى است آن حضرت را به این صدقات نیازى نیست، ولى همان طور كه گفته شد این كار ابراز ارادت به ساحت قدسى آن امام شریف و گذرگاهى است تا كسب محبت و تقرب به آن بزرگوار حاصل آید. مضافا این كه بر حسب روایات متعدد، اعمال ما هر از چند گاه خدمت ‏حضرتش عرضه مى‏شود و چون آن بزرگوار، این مقدار وفادارى را از ناحیه منتظرانش مشاهده كنند، خرسند مى‏گردند و كدام توفیق براى منتظران از این بالاتر كه لبخند رضایت و خرسندى بر لبان امام خود - كه جان عالمیان فدایش باد - بنشانند؟ و اگر ما عملا خواستار سلامتى حضرتش باشیم و در این راه از بذل مال دریغ نكنیم، آیا آن منبع فیض، سلامتى ما را از خداوند نخواهد خواست؟

2- هدیه دادن ثواب اعمال مستحب به آن امام:

هدیه دادن ثواب اعمال مستحب به آن امام شریف از دیگر مصادیق ابراز ارادت به آن حضرت است. در زندگى روزمره هدیه و چشم‏روشنى گذرگاهى براى اعلام دوستى و نیز رفع كدورتهاست . روایات فراوانى از پیامبر اكرم صلى‏الله علیه و آله، در این خصوص وارد شده است. به دو روایت ‏بسنده مى‏كنیم:

به یكدیگر هدیه بدهید تا رشته محبتتان استوار شود؛ زیرا هدیه محبت را بیفزاید و كینه و كدورت را از میان ببرد. (3)

از جمله تكالیف بندگان در عصر غیبت امام عصر علیه‏السلام، هدیه كردن ثواب طاعات و عبادات اعم از واجب و مستحب به آن حضرت و پدران بزرگوار ایشان است؛ زیرا این كار باعث قبولى عبادات و ازدیاد طاعات زیاد بنده خواهد شد .

همچنین آن بزرگوار فرمود:

هیچ كس نباید هدیه برادرش را رد كند، اگر توانست آن را عوض دهد. (4)

هدیه كردن ثواب و پاداش اعمال پسندیده به امام عصر علیه‏السلام، از زیباترین و مستقیم‏ترین راه‌هایى است كه بیانگر ابراز محبت و وفادارى به آن حضرت است و همان طور كه در بحث صدقه به قصد سلامتى آن امام همام گفته شد؛ آن بزرگوار را به این هدایا نیازى نیست، بلكه ما به ابراز مودت و دوستى نسبت ‏به آن حضرت نیازمندیم و براى رسیدن به این مطلوب، كدام راه مستقیم‏تر از هدیه كردن پاداش اعمال نیكو به آن امام عزیز؟

مرحوم «صدرالاسلام همدانى‏» در كتاب «تكالیف الانام فى غیبة الامام‏» یا «پیوند معنوى با ساحت قدس مهدوى‏» مى‏نویسد:

از جمله تكالیف بندگان در عصر غیبت امام عصر علیه‏السلام، هدیه كردن ثواب طاعات و عبادات اعم از واجب و مستحب به آن حضرت و پدران بزرگوار ایشان است؛ زیرا این كار باعث قبولى عبادات و ازدیاد طاعات زیاد بنده خواهد شد .

و در ادامه و به نقل از «سیدبن طاووس‏» روایتى را چنین مى‏آورد:

كسى كه ثواب نماز خود را - چه واجب و چه مستحب - براى رسول خدا صلى‏الله علیه ‏و آله، امیرمؤمنان و اوصیاى گرامى او قرار بدهد، خداوند ثواب نمازش را چند برابر مى‏كند ... و پیش از جدا شدن روح از بدنش به او مى‏گویند: اى فلان! دلت ‏خوش و چشمت روشن باد بدانچه خداوند متعال براى تو مهیا كرده است ... . (5)

هدیه كردن پاداش اعمال به امام عصر علیه‏السلام، منحصر به ثواب نماز نیست، ثواب و پاداش هر گونه اعمال خیر را مى‏توان مشمول این نكته قرار داد. چنانكه مرحوم «سید محمدتقى موسوى اصفهانى‏» ، قرائت قرآن و غیره را مشمول این نكته دانسته است . (6)

هدیه كردن ثواب و پاداش اعمال پسندیده به امام عصر علیه‏السلام، از زیباترین و مستقیم‏ترین راه‌هایى است كه بیانگر ابراز محبت و وفادارى به آن حضرت است و همان طور كه در بحث صدقه به قصد سلامتى آن امام همام گفته شد؛ آن بزرگوار را به این هدایا نیازى نیست، بلكه ما به ابراز مودت و دوستى نسبت ‏به آن حضرت نیازمندیم و براى رسیدن به این مطلوب، كدام راه مستقیم‏تر از هدیه كردن پاداش اعمال نیكو به آن امام عزیز؟

همچنین مرحوم طبرسى در «النجم الثاقب‏» حج كردن به نیابت از سوى آن حضرت را عنوان نموده و این كار را از قدیم در میان شیعیان امرى مرسوم دانسته است. (7)

هدیه نمودن پاداش اعمال نیك به ساحت قدسى حضرت مهدى علیه‏السلام، امر پیچیده‏اى نیست و به مقدمات عریض و طویلى نیاز ندارد، همین كه انسان نیت كند ثواب این عمل نیك هدیه‏اى براى امام عصر علیه‏السلام باشد، كفایت مى‏كند. چنانكه راوى از امام سؤال كرد چگونه نماز خود را هدیه كند؟ امام جواب داد: ثواب نماز خود را براى پیامبر صلى‏الله علیه ‏و آله، و یا هر كدام از ائمه علیهم‏السلام، نیت مى‏كند و پس از سلام نماز بگوید: اللهم انت السلام و منك السلام یا ذاالجلال و الاكرام، صلى الله على محمد و آل محمد» . اینها ركعاتى بود هدیه به بنده‏ات محمد بن عبدالله ... .» (8)

طبیعى است كه این هدیه مى‏تواند به هر كدام از معصومین دیگر از جمله حضرت مهدى علیه‏السلام، تعلق بگیرد. از اینها بگذریم هدیه دادن پاداش اعمال نیك به حضرت ولى‏عصر علیه‏السلام، همان طور كه گفته شد موجب قبولى و ازدیاد پاداش اعمال مى‏گردد و در حقیقت این كار مهر تضمینى است ‏بر قبولى عمل به شرط برخوردارى از سایر شرایط .

چه نیكو و پسندیده است كه منتظران در غیبت امام خود، به آن حضرت ارادت ورزند و با دادن صدقه به قصد سلامتى آن حضرت و نیز اهداى پاداش اعمال پسندیده - چه واجب و چه مستحب - به آن عزیز غایب از نظر اعلام محبت كنند .

پى‏نوشت‌ها:

1 . سیدمحمدتقى اصفهانى، مكیال المكارم، ترجمه، ج‏2، ص‏297 .

2 . همان، ص‏288/ النجم‏الثاقب، ترجمه، ص‏773 .

3 . نهج‏الفصاحه، سخن 1189 .

4 . همان، سخن 2536 .

5 . صدرالاسلام همدانى، پیوند معنوى با ساحت قدس مهدوى، ص‏225 .

6 . سید محمدتقى اصفهانى، در دوران غیبت امام مهدى علیه‏السلام چه كنیم؟، ص‏11 .

7 . النجم‏الثاقب، ترجمه، ص‏774 .

8 . مهر محبوب، سید حسین حسینى، ص‏86 .

منبع:

ماهنامه موعود جوان، شماره 11 ، ابوالفضل علیدوست ابرقویى .

 

 

+نوشته شده درجمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 13:4 توسط موسوی سجاسی |

وظايف شيعيان و ياوران امام زمان (عج ) در دوران غيبت
مذهبی

در دوران غيبت امام عصر (عج ) , منتظران واقعي آن امام بزرگوار وظايفي را بر عهده دارند كه مي بايست با آگاهي كامل از آنها , فعاليتهاي لازم را داشته و زمينه ظهور منجي عالم بشريت را فراهم آورند.
ياد امام زمان , دعوت براي شناخت امام زمان , دعا براي سلامتي امام زمان , دعا براي تعجيل ظهور آن حضرت , ندبه بر امام زمان , زيارت امام زمان , خودسازي و ايجاد شرايط لازم براي ظهور آن حضرت از جمله وظايفي است كه براي منتظران واقعي امام زمان (عج ) مطرح شده است :
ياد امام
وظيفه يك شيعه و يك عاشق دلسوخته قبل از هر چيز , ياد امام زمان است , ياد امام نه تنها يك وظيفه است بلكه آرام بخش و نشاط آور , سازنده و تربيت كننده , اصلاح گر وشور آفرين و وسيله تقرب به خدا و توشه لحظه پر وحشت مرگ است .



دعا براي شناخت امام
معرفت و شناخت امام زمان , امري حتمي و ضروري است , بنابراين يكي از وظايف مسلم انسان اين است كه امام زمان خود را بشناسد و در اين راه از هيچ كوششي دريغ نورزد. از جمله اقداماتي كه در اين راستا مي توان داشت , دعا براي شناخت امام از حضرت حق تعالي است , در واقع مي بايست از خدا استعانت بجويد و بخواهد كه معرفت امام را براي او ميسرو مقدور كند.

دعا براي سلامت امام
يكي ازوظايف دوستان و منتظران امام زمان اين است كه براي سلامت و صيانت حضرت از خطرات و بلايايي كه جان امام را تهديد مي كند , با هر زباني دعا كنند.

دعا براي تعجيل در ظهور امام
يكي از وظايف مسلم شيعيان در زمان غيبت امام زمان , دعا براي قرب ظهور و درخواست تعجيل در قيام آن حضرت است . شيعه راستين و دلباخته امام زمان كسي است كه در هر صبح و شام و با هر نماز , دست حاجت به پيشگاه خداي مهربان دراز كرده و از او ظهور مولايش را مي طلبد.
كسي كه شيفته واقعي امام زمان است در دعا براي ظهور مولايش اسير الفاظ و گرفتار عبارت پردازي نيست , بلكه از عمق جان دعا مي كند و با تمام وجود , گمشده اش را مي طلبد , تنها زبانش سخن نمي گويد , بلكه قلبش در هجران يار مي سوزد , دلش در فراق محبوب مضطرب است و ديدگانش در انتظار ديدار اشكبار است . گردش زبانش در كام , همچون اشكهاي غلطانش برگونه , نشانه محبت دروني و علاقه قلبي او به مولا و محبوب اش است .

ندبه بر امام
ندبه بر حضرت مهدي اظهار شوق به لقاي او , گريه و ابراز نگراني از مفارقت ومحروم بودن از فيض حضور او , دعا براي تعجيل فرج وظهور او , ذكر مناقب وفضايل و اقدامات و برنامه هاي انقلابي و اصلاحي آن وجود مبارك و اظهار تاسف از اوضاع ناهنجار و روي كار بودن حكومتهاي باطل ومستبد و روشهاي بيدادگرانه , سنت حسنه اي است كه همواره شيعه بر آن مداومت داشته و آنرا شعار خود قرار داده و تا ظهور دولت حق و تاسيس حكومت جهاني اسلام , آزادي و نجات تمام انسانها , اين شعار برقرار بوده و روشنگر خواسته هاي ارزنده و با ارج و هدفهاي مترقي و نجات بخش اسلام است .

زيارت امام
از جمله وظايف دوستان امام عصر(عج ) اين است كه در هر روز بويژه در روز جمعه به زيارت امام بپردازند و يكي از زيارتنامه هايي كه براي آن حضرت در كتب دعا معرفي شده را بخوانند.

توسل به امام
همانگونه كه هر عبدي اگر مبتلا به مشكلي شود به مولاي خود پناه مي برد و رفع شدائد و مشكلات را از او مي طلبد , بويژه اگر آن مولا توان رفع مشكل راداشته باشد , شيعه نيز بايد در همه حالات بويژه درهنگام شدايد وتهاجم دشمن , به امام زمان (عج ) متوسل شود و رفع مشكل را از مولاي خود بخواهد.

خودسازي
شيعه درطول غيبت كبري به انتظار نشسته كه چه زماني يوسف گم گشته باز آيد و غم هجران يعقوبي آنها به سرور وصال مبدل شود و عزت از دست رفته باز گردد . همه اميد شيعه اين است كه روزي در زير پرچم امام عصر به جهاد عليه دشمنان خدا و دين پرداخته و از جمله ياران امام و شهدا در ركاب حضرت باشد. مي دانيم كه اين مقامات با آلودگي و پليدي سازگار نيست و از سوي ديگر چون آمدن امام , زمان دقيقي ندارد , پس شيعه منتظر بايد در تمام ابعاد زندگي خودسازي كند , هم در بعد عقيده و هم در بعد نفسانيات , اخلاق و عمل , چرا كه نه شخص فاسد العقيده در حريم امام راه دارد و نه شخص فاسد الاخلاق و نه انسان آلوده به گناه .

ايجاد زمينه براي آمدن امام
منظور از ايجاد زمينه تنها آمادگي شخصي نيست كه هر فردي موظف باشد خود را در بعد عقيدتي , اخلاقي و عملي آماده سازد , بلكه مقصود آن است كه افراد صالح و ذي نفوذ , مانند مراجع تقليد ودانشمندان , خطيبان و صاحبان قلم , دست به يك اقدام اصلاحي در جامعه بزنند ومردم را با تبليغات از خطر دشمنان آگاه كرده و به آثار وجودي امام زمان و بيان زندگي سعادتمندانه وشرافتمندانه در عصر ظهور توجه دهند و آنها را مهيا و آماده سازند.

انتظار فرج آن حضرت
از ديگر وظايف شيعه انتظار ظهور و فرج آن حضرت است . در اين مورد روايات بسياري وارد شده است .
اظهار حزن , ذكر فضايل و مناقب , اظهار علاقه , شركت در جلسات مربوط به آن حضرت , رعايت حقوق امام و رعايت حقوق برادران ديني از ديگر وظايف منتظران در عصر غيبت است .

+نوشته شده درشنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 20:21 توسط موسوی سجاسی |

شعری از شمس سجاسی 

* شمس الدین سجاسی  *

شاعر و ادیب قرن ششم از شهر سجاس از توابع شهر زنگان

می باشد از اشعار این شاعر در کتاب هشت اقلیم آمده است

ولی از دیوان مدون وی اطلاعاتی در دست نمی باشد . این

عارف در سال 602 هجری قمری به استناد آنچه که در

نزدالقلوب حمداله مستوفی آمده در مقبره الشعراء شهر تبریز

به خاک سپرده شده است .

حسن را جز بروی تو بر سر و کار مباد

عشق را جز به سر کوی تو بازار مباد

دشمن از عشق تو چون چهره من دید چه گفت

هیچ سر گشته اسیر دل و دلدار مباد

دی ز درد تو بنالید دلم ، دشمن گفت

ناله هیچ دل آزرده چنین زار مباد

 
 
 
 
+نوشته شده درپنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 12:21 توسط موسوی سجاسی |

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی            

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

تمام طول جمعه را به انتتظار جمعه ام

دوباره صبح ظهر نه غروب شد نیامدی

یا مهدی

+نوشته شده درپنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 11:33 توسط موسوی سجاسی |